جهانگردی چین

سفرنامه چین – دوچرخه سواری از پکن به شانگهای – همراه با طبقه کارگر – قسمت ششم

ساعت ۶ صبح از خواب بر می خیزم. طلبه های جوان که چهار پنج نفر بیشتر نمی شدند تا نیمه های شب با هم مشغول صحبت بودند. یکی از خادمان مسجد که لطف زیادی هم در حق من داشت، اول صبح برایم صبحانه ای می آورد. صبحانه یک نانی به شکل لوله شده به همراه شیر و یک غذای گوشتی بود. اما طعم شیر، طعم خیلی خاصی بود و آنچنان خوشایندم نبود. وقتی درباره شیر پرسیدم. گفت شیر سویا است!

عدالت عابدینی

شیر سویا
تاريخچه تهيه شير سويا به ۴ هزار سال قبل باز مي گردد. این شیر نزد چيني ها از اهميت خاصي برخوردار است چرا كه سويا جزو ۴ دانه مقدس چيني ها به حساب مي آيد.
برای تهیه آن، ابتدا دانه‌های سویا را تمیز و سپس خیس مي‌كنند و بر اثر خیساندن تا حدی قندهای نامطلوب سویا كه بسیار نفاخ هستند را خارج می‌شود. در مرحله بعد دانه‌ها را خرد و به وسیله بخار آنزیم‌زدایی می‌كنند. هدف از این كار غیرفعال‌كردن مواد نامطلوبی است كه مانع جذب پروتئین‌های موجود در سویا می‌شوند. در این فرآیند حرارتی تا حدودی بوی علفی سویا كم شده و در مرحله آخر از طریق سانتریفیوژ، شیر یا عصاره سویا از فیبر آن جدا می‌شود.
اين فرآورده حاصله از سویا، یك محصول كاملا گیاهی است و با شیرگاو مخلوط نمی‌شود و تنها شباهت آن با شیر لبنی در رنگ شیری آن است. این شیر از نظر طعم و مزه و خواص تغذیه‌ای شباهت چندانی به شیرگاو ندارد و طعم آن مشابه طعم غلات است. تنها شباهت اين محلول رنگ شيري آن است كه البته كمي از شير گاو كدرتر است
بطور كلي محصولات سويا خواصی شبيه خواص دارويي دارند و اين نكته بسيار مهمي در ارزش غذايي سويا است. شير سويا در درمان پوكي استخوان در دراز مدت نقش مؤثري مي تواند داشته باشد.
این نوع شیر را در ادامه سفر در چندین جای دیگر هم تجربه کردم. جالب اینکه در طی سفرم، به هیچ عنوان محصولات لبنی همچون شیر، پنیر و کره و… ندیدم.

یک بسته کامل نسکافه هم آن خدمتکار به عنوان هدیه به من می دهد. گویی که محبت اینها پایانی ندارد.

عدالت عابدینی
من و میزبانان مسلمان

از آنها خداحافاظی می کنم و راهم را پیش می گیرم.

عدالت عابدینی
حرکت کارگران و دهقانان به محل کار

پس از آماده شدن، مسیر را به سمت جنوب پیش می گیرم. باز در طول مسیر انبوه مردم سخت گوش از طبقه دهقانان و کارگران سوار بر موتور، دوچرخه و سه چرخه می بینم که معلوم است سرکار می روند. بعضی ها به زمین کشاورزی می روند و برخی دیگر به کارخانه هایی که در روستاها ایجاد شده اند.

***

عدالت عابدینی
در خیلی از زمین های کشاورزی کشاورزات به طور اشتراکی مشغول کارند

بهتراست نگاهی هم به برخی اتفاقات که بر سر طبقه کارگر و دهقان در چند سال اخیر آمده بیاندازیم.
مائو که در سال ۱۹۴۹ پس از پیروزی حزب کمونیست در جنگ داخلی و خارجی، جمهوری خلق چین را اعلام کرد، تغییر کامل سیستم مالکیت خصوصی و اجرای اصلاحات گسترده اقتصادی به سبک ایدئولوژی کمونیستی را آغاز کرد.
«کمونیست» بیشتر بر گرفته از نظریات مارکس است که شخصیتی است آلمانی که قائل به اشتراکی سازی و از بین بردن فاصله طبقاتی است. اولین بار هم نظریات مارکس در کشور شوروی سابق در سال ۱۹۱۷ پیاده شد و کشور کمونیستی شوروی ایجاد شد. کمونیست ها در شوروی به طبقه کارگر توجه داشتند، اما در چین بنا به نظر مائو، دهقانان باید بیشتر مورد توجه قرار می گرفتند.
لذا سیستم گذشته مالکیت فئودالی را به نفع کشاورزان فقیر تغییر داد. مائو تاکید زیادی بر مبارزه طبقاتی و کارهای ایدئولوژیک داشت. با مالکان و تجار در افتاد و اموالشان را مصادره کرد و برخی از آنان را نیز به چوبه دار سپرد. در این راستا طرح جهش بزرگ به پیش را به مرحله اجرایی در آورد که به دلیل اشتباهاتی باعث مرگ بین ۳۷ میلیون تا ۴۵ میلیون نفر شد.
پس از مرگ مائو در سال ۱۹۷۶، «دنگ شیائوپینگ» قدرت را در دست گرفت. نفوذ وی در حزب در سال ۱۹۷۸، کشور را به سمت اصلاحات اقتصادی معناداری سوق داد. در نتیجه، دخالت حزب بر زندگی خصوصی جامعه کم رنگ تر و سیستم جامعه کمونی منحل و زمین های کشاورزی به صورت اجاره در اختیار دهقانان قرار گرفت. این اتفاق نقطه عطفی در تغییر سیاست اقتصادی چین از یک سیاست متمرکز اقتصادی برنامه ریزی شده به اقتصاد مختلط با گرایش بیشتر به فضای بازار آزاد بود که برخی نام آن را بازار سوسیالیسم گذاشتند.

عدالت عابدینی
کشاورزان مشغول کار

رشد بنیادی در سرتاسر اقتصاد چین مدیون این علت ها بود: توسعه صنایع جدید، کسب و کار خصوصی، افزایش تولیدات کشاورزی، افزایش توریسم با آمدن صدها هزار بازدید کننده خارجی به کشوری که سال ها درهای آن به روی بیگانه ها بسته بود. این رشد اقتصادی به معنی دستمزدهای بالاتر به خصوص در مناطق روستایی بود که هشتاد درصد از جمعیت چین در آن جا زندگی می کردند.

عدالت عابدینی
زن ها هم در زمین های کشاورزی هم یار مردان هستند

یک عامل در این افزایش درآمد روستاییان قیمت بالاتری بود که کشاورزان ، در قبال فروش اجباری غله به دولت به رغم مالکیت زمین می گرفتند. اما برخی هم معتقدند عامل بزرگتر در رشد در آمد کشاورزان این بود که مردم سخت تر کار می کردند تا به نحو احسن از زمین های خود سود ببرند.
دیگر اهالی مناطق روستایی هم از برنامه اقتصادی دنگ شیائوپینگ سود بردند. شرکت های خارجی تولید کننده کفش ورزشی تا تلویزیون با ساختن کارخانه در مناطق روستایی که زمین در آن ارزان بود، شغل های جدید ایجاد کردند. وقتی درآمد کشاورزان و کارگران افزایش یافت، عده ای هم کاسبی را شروع کردند تا محصولات و خدمات را به آنها ارائه کنند.

***

عدالت عابدینی
مسیر خاکی سرسخت برای دوچرخه سواری

دوباره به جاده ای کاملا خاکی وارد می شوم. مدت زمان نسبتا طولانی ایی را در آنجا رکاب می زنم. به جایی می رسم که تنها من هستم. اما شکاف بزرگ میان جاده مانع از ادامه حرکتم می شود! اندکی در آنجا می مانم. ماشین ونی هم بعد از من می آید. ماشین را می پیچاند و بر می گردد. اما کمی که جلوتر می رود در میان علوفه های بلند ذرت به سمت راست می پیچد من هم دنبالش می روم. اما باز به راه بندان می رسد. تا مرا می بیند به چینی چیزی می گوید انگار که من چینی دان هستم! فقط به نشانه تایید سرم را پایین می آورم. او راه خودش را می رود و من هم راه خودم را.
به جاده اصلی می رسم و بعد به خیابانی می رسم که با گذاشتن مانعی، عبور خودرو را در آن ممنوع کرده اند. گویا جاده در حال تعمیر است و این جاده از روی پلی آبی می گذرد . اگر از اینجا نگذارم باید کیلومتر ها دورتر بشوم و از پلی دیگر عبور کنم ولی من ترجیح ام عبور از همینجا است که خوشبختانه مشکلی پیش نیامد.

عدالت عابدینی
پدر و فرزند خندان

حدود هفتاد کیلومتر مانده به شهر Buzhou سمت راست جاده شخصی را می بینم مشغول تصویر برداری از خودروی BMW اش و البته تصویر سلفی گرفتن با آن. از وی در خصوص روستایی در آن حوالی برای استراحت سوال می کنم. اما وی نیمکتی را می آورد و دعوت به نشستنم می کند.

عدالت عابدینی
میزبانانم برای ساعتی

پس از اینکه می نشینم همسر و سه فرزندش هم می آیند. دیدن یک خارجی برایشان جالب است. پشت سر هم تصاویر سلفی با من می اندازند. نمی دانم من خیلی خوش تیپ هستم یا آنها خیلی ندید بدید هستند.
مادر خانواده برایم هلو و انگور می آورد که در آن موقع واقعا می چسبد.
بعد دعوت می کند که برای خوردن نودل به داخل خانه برویم.

عدالت عابدینی
نودلی خوشمزه

وقتی وارد خانه می شوم، چندین نقشه بزرگ از کشور چین با اشکالی از انواع میوه ها به زبان چینی و انگلیسی وجود دارد. خانه بیشتر به مهد کودک می ماند. بالاخره نودلی می آورد با یک تخم مرغ عسلی در داخل آن که خوردنش واقعا خوشمزه بود.
خانه ی اصلی شان در داخل شهر است. پیشنهاد هتل در همان نزدیکی ها برای اقامت شبانه ام می کنند اما من می گویم اهل هتل نیستم، همین نزدیکی ها جایی برای چادر زدن پیدا می کنم. از آنها تشکر و خداحافظی می کنم.
در کوچه بعدی به سمت راست می پیچم. وارد روستایی می شوم. در همان ابتدا از مرد موتور سواری از جای امنی برای چادر زدن سوال می کنم. می گوید اینجا کاملا امن است. اما خودم تمایلی ندارم وسط روستا چادر میزنم . آن مرد باز می گردد و دوباره مرا با خود می برد. درب یکی از خانه ها را می زند. داخل آن به یک قهوه خانه شباهت دارد.

عدالت عابدینی
چادر و شب مانی ام

آن مرد جایی را در جلوی خانه برای چادر زدن نشانم می دهد. همسرش حصیری را به عنوان زیرانداز برایم می آورد. هر چه می گویم نیاز ندارم قبول نمی کند. مرد هم سیم بلندی را از خانه تا چادر می کشد برای روشنایی و شارژ کردن وسایل برقی ام.

عدالت عابدینی
عدالت عابدینی