ایرانگردی تست جوز خراسان شمالی

دوچرخه سواری از خراسان رضوی به خراسان شمالی – روستای گلیان شیروان – قسمت نهم

یکی از عرصه های توسعه گردشگری در کشور، توجه به بوم گردی یا گردشگری روستایی است . حوزه ای که با کمترین هزینه بیشترین عایدی را می تواند هم برای سرمایه گذار و هم برای گردشگر به همراه داشته باشد. امری که در برخی از کشورها بسیار مورد توجه قرار گرفته، اما در کشور ما مغفول مانده است. هر چند که در سال های اخیر فعالیت هایی در این زمینه در حال انجام گرفتن است، اما اشکالاتی هم وجود دارد.   این اشکالات را در دو مورد اساسی می توان خلاصه کرد. یکی اینکه مردمی که به عنوان گردشگر به مناطق روستایی می روند نمی دانند چگونه با روستاییان ارتباط برقرار کنند و این ارتباط بایستی که با چه کسانی باشد. دوم اینکه خود سرمایه گذار نمی داند که دقیقا چه کاری باید انجام دهد.
طراحی ساده خانه های روستایی به همراه غذاهای محلی و سنتی ، امکان اقامت شبانه و اطلاع رسانی دقیق از طریق فضاهای مجازی و غیر مجازی برای دعوت مسافر می تواند از مهم ترین راهکارها برای جذب مسافر باشند.
از روستای «کوران ترکیه»، مسیرم را به سمت جنوب و شهر «فاروج» پیش می گیرم. پس از رسیدن به شهر به سمت راست و غرب می پیچم و در جاده ای شلوغ قرار می گیرم. ماشین ها با سرعت از کنارم عبور می کنند. سرعت من هم زیاد است. علاقه ای هم ندارم که با سرعت کم حرکت کنم، فقط زودتر می خواهم از این شلوغی رهایی پیدا کنم. عجیب اینکه در این مناطق به طور کلی موش صحرایی بسیار زیاد از حد در کنار جاده ها می بینم. برخی هم که از سر کنجکاوی و بی دقتی به وسط جاده می آیند، جنازه ای از خود به یادگار می گذارند.
به شهر «شیروان» می رسم. ادامه مسیر به بجنورد است. اما از آنجایی که دوست دارم مقصدم روستایی باشد، به سمت یک جاده فرعی در جنوب شهر می روم. در آنجا ابتدا برای خرید وارد مغازه ای می شوم. از خانم فروشنده می پرسم چه روستایی را پیشنهاد می کند تا بروم از آنجا بازدید داشته باشم. تا می فهمد دوچرخه سوار هستم بسیار ذوق می کند. پیشنهادش بازدید از روستاهای «گلیان» و «استخری» است.
راهم را ادامه می دهم. به میان کوه ها وارد می شوم. جاده خیلی خلوت است. سمت راست، دره ای است که سر درختان بلند همچون چنار از آن نمایان است. دوست دارم فرمان دوچرخه را به آن سمت بچرخانم. اما باز می گویم به همان روستایی بروم که آن خانم معرفی کرده است. پس از طی حدود بیست کیلومتر تابلوی روستای گلیان در سمت چپ نمایان است. خانه هایی را می بینم. اما از دور، بافت خانه ها کاملا شهری به نظر می رسد و اصلا از دار و درخت هم خبری نیست. تعجب می کنم. یعنی این همان روستایی بود که آن خانم به من معرفی کرده بود!؟
علاقه ای ندارم به آنجا وارد شوم. جاده را به طور مستقیم می روم. اما یک جاده فرعی هم در سمت راست است. راهم را به آن سمت تغییر می دهم. جاده با شیب تند به سمت پایین می رود. سرعتم خیلی بالاست. فقط با خودم فکر می کنم اگر خواستم از این روستا بازگردم چگونه این کار را انجام دهم.

عدالت عابدینی
طبیعت روستای گلیان شیروان

مسافران زیادی در روستا هستند. رودخانه پر آبی از میان انبوه درختان و روستا می گذرد. چند استخر پرورش ماهی سمت چپ جاده و پس از رودخانه است. حس بسیار خوبی از ورود به این روستا دارم.
متوجه می شوم روستا همان روستای گلیان، اما بافت قدیمی آن است. و آن خانه هایی که در ابتدا دیده بودم، مربوط به آنهایی بود که به علت عدم امکان توسعه خانه روستایی، به آنجا مهاجرت کرده بودند و خانه های خود را در آنجا بنا کرده بودند.
سمت راست، روستا با عرض کم بر دامنه کوه قرار گرفته است و سمت چپ رودخانه است. پس از مدتی رکاب زدن به مغازه ای می رسم. از صاحب مغازه جوان سراغ شورای روستا می گیرم. آدرس یکی از اعضای شورا را می دهد. می گوید اگر نبود دوباره به اینجا بیا تا کسی دیگری را معرفی کنم.
به آدرس مربوطه می روم. ولی آن شخص نبود به مغازه باز می گردم. شماره آقای «ولی پور» را می دهد. با وی تماس می گیرم. او هم در روستا نیست. ولی از لحن گفتارش کاملا مشخص است که دوست دارد روستای شان هر طور شده معرفی شود. اطلاعات خوبی هم از پشت تلفن در اختیارم قرار می دهد. شماره تلفن پدرش را در اختیارم قرار می دهد و می گوید که با وی هماهنگ می کند که شب به نزد او بروم و سوالاتم را از او بپرسم. ولی می گوید در حال حاضر پدرش در شهر شیروان است و تا غروب باز می گردد.
از وی تشکر می کنم. ترجیح می دهم در این مدت روستا را بگردم و به تصویر برداری از آن بپردازم.

آقای احمدی در روستای گلیان شیروان

در همان وقت با آقای «محمد احمدی» آشنا می شوم که ساکن شیروان است. اما از آنجا که اصالت این روستا را دارد. اصرار دارد که به شیروان و منزلش برویم. می گویم نمی خواهم به آنجا بروم و دوست دارم زمانم را در روستا بگذرانم.
با وجود اینکه می خواهد به شهر برود، اما مرا همراهم می کنم و قسمت های مختلف روستا را نشانم می دهد.
وقت غروب هم مرا به نزد آقای ولی پور می برد که خانه شان در قسمت جدید روستا است؛ همان جایی که در ابتدا دیده بودم. جالب تر اینکه جاده که فکر می کردم جاده فرعی است، جاده اصلی بوده است ومتاسفانه تابلویی نبود که نشان دهد، این مسیری را که می روم به سمت اسفراین است.
تا غروب خود آقای ولی پور چند بار با من تماس دارند. محمد را به خانه آنها می رساند.

در آنجا پس از آشنایی با آقای ولی پور در خصوص روستا می پرسم.

روستای گلیان شیروان

روستای گلیان شیروان 

روستای گلیان با ۱۲۰۰ متر ارتفاع و آب و هوایی کوهستانی در ۳۰ کیلومتری شهر شیروان خراسان شمالی قرار دارد. نام قدیم روستا «گلبار» و اصالت مردم تات بوده است، اما بعدها ترکها و کرمانج ها هم به این روستا آمده اند. گفته می شود قدمت این روستا بیش از شهر شیروان است. منابع آبی روستا هم چشمه «پِریک» و رودخانه «استخری» است.  دارای محصولات کشاورزی همچون زردآلو، انگور، گندم و جو است. به علت وجود رودخانه، برخی هم به کار پرورش ماهی مشغول هستند. البته مسیر این آب به سمت شهر شیروان است.
این روستا به علت اینکه در میان دره ای قرار گرفته است در زمستان هوای آن گرم و در تابستان ها خنک است.
این روستا در دره‌ای واقع شده که دو قلعه بالای ده ساخته‌اند، یکی این طرف دره و دیگری آن طرف، قلعه‌ای مستحکم و بزرگ و قدیمی است که به قلعهٔ موسی‌خان معروف است
در گلیان مقبره و بقعه معتبری است معروف به مقبره بابا توکل و گویا از عرفا و مرتاض ها بوده است و در جایی دیگر از ایشان به عنوان یک ریاضی دان نام برده شده است.
این روستا دوتارنواز های معروفی هم دارد. دوست دارم یکی از آنها را ببینم، اما این اتفاق نمی افتد.
این روستا با اینکه روستای نمونه گردشگری است، اما متاسفانه وضعیت کوچه ها و خیابان ها روستا که خود می تواند یکی از عوامل جذب گردشگر باشد، بافت مناسب و درخوری ندارد و استراحت گاه های مسافران بیشتر در کنار رودخانه است، آن هم برای چند ساعت.
این وضعیت به راحتی قابل حل است و البته که همت مردم روستایی خود می تواند یکی از بهترین راهکارها باشد. امید که این کار در آینده صورت گیرد.
صبح روز بعد به روستا دوباره می روم و در فضایی نسبتا مه آلود به تصویر برداری از آنجا می پردازم.