ایرانگردی خراسان رضوی درگز سایت بندیان درگز قزقان دره

دوچرخه سواری از خراسان رضوی به خراسان شمالی – سایت بندیان درگز و قزقان دره – قسمت هفتم

اگر یک برنامه کلی برای سفرت داشته باشی، این امر خوبی است، ولی نباید خود را محصور در جزئیات برنامه کنی. در بسیاری از این بی برنامگی های سفر در جزئیات، اتفاقاتی می توانند روی دهند که ارزش واقعی سفر را بیشتر و بیشتر نمایان می سازند.

در روستای «محمد تقی بیک»، پس از پذیرایی در منزل برادری آقای وحید براتیان، خود را آماده پاسخگویی به سوالش در خصوص انگیزه اصلی سفرم می کنم. به وی از سابقه کاریم می گویم. از کارهایی که انجام داده و نشریاتی که در آن ها فعال بوده ام. ویدئوهای کوتاه و بلندی که از ایران و دیگر کشورهای جهان ساخته ام و از عشقم به سفر می گویم و پژوهش. بعد از صحبت هایم چیزی نمی گوید. موبایلم را می گیرد و برخی از همین مستندهایم که معمولا با موبایلم است را تماشا می کند. پس از دیدن آنها فقط می گوید: «عدالت بد جایی گیر افتادی؟» متوجه منظورش نمی شوم!
گوشی موبایلش را بر می دارد و زنگ می زند. با رئیس میراث فرهنگی شهر «درگز» صحبتی می کند و ضمن معرفی من قرار می گذارد که فردا به نزد وی برویم.
پس از تماس تلفنی اش، به وی می گویم که من از شهر درگز عبور کرده ام و دیگر قصد بازگشت به آنجا را ندارم. می گوید: «فردا اینجا باش خودم می برمت و برخی از مهم ترین دیدنی های این شهر و اطرافش رو نشانت می دهم، امشب هم در خانه من هستی» تاکید زیادی بر بازدید از «بندیان درگز» و «قزقان دره» دارد، ولی نمی دانم اصلا این مکان ها در کجا هستند و چه جاذبه ای دارند!
چاره ای نیست شاید خیری در این کار است. پس دوچرخه را همانجا می گذاریم بماند و حرکت می کنیم به سمت منزل ایشان در درگز. آن شب در جمع خانواده وی من از سفر گفتم و وی از زندگی اش و با پسرش سعید که پسر مودب و زرنگ در تحصیل است، ارتباط خوبی توانستم برقرار کنم.

عدالت عابدینی
آقای وحید براتیان و فرزندش سعید

آقای براتیان را فردی می بینم با روابط عمومی بالا و پشتکاری عالی. با وجود کار زیادی که دارد، با این حال در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل است و از قصدش برای ادامه تحصیل می گوید و اینکه به شدت عاشق منطقه شان است و به رغم برخی زمینه ها برای مهاجرت و کسب موقعیت های بهتر، ترجیح داده که همینجا بماند و گواه این صحبت هایش همین است که با تمام مشغله کاریش، مرا آن روز با خود می برد که شهر و اطرافش را نشانم دهد.

سایت بندیان درگز

در قسمت شمال غربی شهر و در فاصله ای در حدود ۲ کیلومتری منطقه ای است با نام «بندیان درگز». با هم به آن سو می رویم. در ابتدا با آقای مددی رئیس میراث فرهنگی شهر درگز دیداری داریم. با مساعدت ایشان بازدیدی دارم از موزه بندیان درگز که آثار کشف شده ای از تاریخی کهن را به معرض نمایش می گذارد. اما تاریخچه کشف این آثار نیز شنیدنی است.

در این منطقه مردم به کار کشاورزی می پرداختند، ضمن کار در برخی تپه های منطقه، سفال هایی پیدا می کردند، ولی نمی دانستند که این سفال ها برای چه دوره و زمانی هستند. مهمترین این تپه ها «یاریم تپه» می باشد که چهل متر ارتفاع دارد. یک طرف جاده به مرز کنونی ایران و ترکمنستان می رود و سه طرف دیگر زمین های کشاورزی است. زمانی در میان همین زمین ها به فاصله ششصد متری «یاریم تپه»، سه تپه کوچک به فاصله اندکی از یکدیگر قرار داشتند. زمین های اطراف این تپه ها طی سالیان دراز کشت می شد. در سال ۶۹ صاحب زمین قصد می کند تپه ها را تسطیح و به سطح کشت زمین های کشاورزی اضافه کند. هنگامی که آخرین بقایای تپه برداشته می شد، خرده های گچ از زیرخاک بیرون آمدند. نشانه ها حکایت از باستانی بودن آنها داشت. خبر به اداره کل میراث فرهنگی خراسان می رسد.

عدالت عابدینی
پایه ستون در موزه بندیان درگز

در سال ۱۳۷۳ کاوشهای باستان شناسی بندیان درگز آغاز می شود . ابتدا یکی از آن تپه هایی را که قطعه های گچ از آن پیدا شده بود را حفاری می کنند. حفاری که ادامه پیدا می کند آثاری از دوره ساسانی پیدا می شود و پس از دو سال کاوش، بقایای یک تالار چهار ستونه از زیر خاک بیرون می آید. بر دیواره های سه طرف این تالار نقوش برجسته گچی با ظرافت حک شده بود. قسمت های بالای نقوش از بین رفته  و قسمت های پایین نیز آسیب دیده بودند. اما نشانه های بازمانده قابل تشخیص و بازخوانی بود. تصویرهای گچبری شده تنها تزئینات نبودند بلکه واقعه ای را گزارش می کردند. امپراطور «بهرام پنجم» در شکارگاه خود سرگرم شکار است. سواری از راه می رسد و به او خبر می دهد اقوام «هپتالی» از شمال شرق به ایران حمله کرده اند. بهرام، لشگر جمع می کند و به نبرد با هپتالیان می پردازد. در جنگ، پادشاه هپتالی کشته می شود و بهرام فرمانروایی محلی برای منطقه معین می کند و به پایتختش تیسفون باز می گردد.

پس از پایان حفاری، نقوش گچ بری به دقت طراحی شد. بخشی از نقوش از بین رفته بودند. اما بررسی آنچه باقی مانده بود تا رمز روایات نقوش آشکار شود باستان شناسان با یک سند معتبر از دوران بهرام پنجم در سال ۴۳۸ میلادی مواجه بودند. سنبل هایی چون نواز تزئینی لباس امپراطور، نشان چکمه های افسران ساسانی، تزئینات اسب ها و صحنه شکار، همه حکایت از پادشاهی و دورانی داشت که در تاریخ و ادبیات ایران به دوران بهرام گور مشهور است پادشاهی که علاقه خاصی به شکار گور داشت.

عدالت عابدینی

در تمام متون تاریخی به جنگ ساسانیان با اقوام بیابانگرد شمال شرق ایران که هپتالیان نام داشتند اشاره شده است. کشته شدگان ریش و سبیل قیطانی دارند و چشم هایشان کشیده است. این نشانه ها به همراه طرح های روی لباس آنها حکایت از زردپوست بودن نژادشان دارد. در گوشه ای از تالار چهار ستونه یک فرورفتگی محراب گونه قرار داشت که در آن پنج نقش انسان دیده می شد این نقوش حکایت از وضعیت پس از جنگ داشت.

عدالت عابدینی
استودان در موزه بندیان درگز

سالها گذشت و باستان شناسان کاوش را ادامه دادند آنها در کنار تالار ستون دار اتاق دیگری پیدا کردند، دور تا دور اتاق خرده های گچ یافتند. با ادامه حفاری مشخص شد خرده های گچ مربوط به صندوق هایی است که در آن استخوان مردگان را حفاظت می کردند اینجا یک «استودان» بود. (که از دو بخش اَستو- (هسته :استخوان) و -دان (جایگاه) تشکیل شده‌است به معنی “جایگاه نگهداری استخوان” است) در کنار اتاق استودان، وقتی یک ردیف خشت را برداشتند به چیزی شبیه آتش دان رسیدند. باستان شناسان یک آتش دان گچی پیدا کرده بودند و پیدا کردن آتشدان به معنای وجود یک آتشکده بود فضای آتشکده مربعی بود با ضلع هایی به طول ۴ متر و ده سانتیمتر دور تا دور محوطه آتشکده سکوهایی ساخته بودند آتشکده دو ورودی داشت یکی به تالار چهار ستونه باز می شد که ورودی اصلی بود و دیگری به استودان راه می داد. درگاه اصلی دیوارهایی داشت که با انحنایی به صورت یک طاق در می آمد.
روزها گذشت لایه های خاک را برداشتند و در کنار آتشکده محوطه ای دایره ای شکل پیدا شد که آن را در آیین زرتشت به نام ورشمینگاه می شناسند ورشمینگاه مکانی بوده که از آن برای غسل و شستن آلودگی ها استفاده می شد. کسانی که به یک شکلی نجس می شدند مثلا به مرده ای و یا چیزهای آلوده دیگری دست می زدند و یا زن هایی که بچه مرده به دنیا می آوردند اینها نجس بودند. معمول بود که این افراد باید در یک جایی در کنار آتشکده یا در جای دیگری تطهیر شوند که به آن غسل ۹ شبه می گفتند، یعنی باید ۹ شب را در یک جای تاریک و دور از خانواده به سر برند و در این شبها تطهیر شوند. تطهیر به این شکل بوده که در یک فضای دایره ای شکل که سکوهایی داشت بر روی سکو می نشستند به وسیله موبد تطهیر می شدند تطهیر به وسیله گمیز (ادرار) گاو انجام می شده است.
در دو تپه دیگر نیز به همین منوال آثاری دیگری از تاریخ کهن کشف شد که هر کدام از آنها حکایت های جداگانه داشته اند.(منبع: براساس مستند «دستگرد یزد شاپوران»، نویسنده و کارگردان: پژمان مظاهری پور)

قزقان دره درگز

پس از بازدید از این مکان تاریخی کهن به سمت قزقان دره می رویم. بدین منظور، ابتدا باید به جاده لطف آباد در قسمت شمال شرقی شهر رفت که نزدیک ترین فاصله را به مرزترکمنستان دارد. به طوری که آن سوی مرز یعنی ترکمنستان به راحتی قابل رویت است. ارتفاع از سطح دریا در اینجا بیش از ۲۰۰ متر نیست و طبیعتا هوا هم گرم است. فاصله لطف آباد تا درگز ۲۵ کیلومتر است. پس از رسیدن به شهرستان لطف آباد، باز باید مسیر را ادامه دهیم. سی کیلومتر در حاشیه مرز ایران و ترکمنستان ادامه می دهیم تا به بهشت قزقان دره وارد می شویم که در آن موقع از سال بهترین جلوه خود را به معرض نمایش می گذارد.

عدالت عابدینی
روستای قزقان دره درگز

تپه  ماهورهایی که به صورت کاملا طبیعی چمن کاری شده اند و تا چشم کار می کند سرسبزی و زیبایی قابل رویت است. اما روستایی هم به همین نام در منطقه است که عشایر در آن زندگی می کنند. عشایری که دیگر ساکن شده اند و دام خود را برای چرا به این منطقه می آورند.
برخی از مقامات شهری هم برای هماهنگی جهت برگزاری بهتر جشنواره در آنجا حضور دارند.

عدالت عابدینی
چادر عشایری روستای قزقان دره

در ایام نوروز، این منطقه میزبان میهمانانی گردشگر است. عشایر نیز چادرهایی در این ایام برپا می کنند و انواع صنایع دستی، غذاهای محلی و شیرینی جات را به معرض نمایش می گذارند. مسئولان شهرستان هم در اینجا حضور پیدا کرده اند تا این مکان را آماده جشنواره ای کنند که به زودی برگزار خواهد شد.

عدالت عابدینی
زنی در حال پخت فتیر مسکه

 

عدالت عابدینی
فتیر مسکه – نان سنتی خراسان رضوی و شمالی

فتیر مسکه
در آنجا طعم فتیر مسکه را می چشیم. «قتلمه» یا «فتیر مسکه» فتیری است که از آرد گندم تهیه می شود و بافت آن به صورت لایه لایه است.
«فتیر مسکه» از غذاهای محلی خراسان رضوی و شمالی می باشد که بیشتر در فصل بهار پخته می شود. مسکه در زبان محلی به کره گفته است و این فتیر بایستی به کره محلی آغشته و رویش شکر پاشیده شود و همراه با دوغ محلی میل شود.

در گذشته این فتیر در فصل بهار و در فروردین و اردیبهشت پخته می شد و جزء غذاهای بسیار خوشمزه و لذیذ این فصل بود. علت اینکه این غذا در بهار خورده می شد این بود که کره گوسفندی و گاوی بهاره بسیار خوش طعم و عطر است چون دام از علف تازه بهاری تغذیه می کند بنابراین شیر، دوغ و کره این فصل لذیذتر است.
امروزه در تمام فصول سال در خشکه پزی و فتیرپزی ها، قتلمه پخته می شود، از طرفی خوردن آن در فصل زمستان به علت سرمای هوا نیز لذت بخش است ولی بزرگترها، قتلمه را به خاطر کره تازه فقط در فصل بهار میل می کردند.

عدالت عابدینی
علی سیف الدین – عکاس و مستندساز طبیعت و حیات وحش

آشنایی با علی سیف الدین
در آنجا یک اتفاق خوبی که می افتد آشنایی ام با علی سیف الدین است. عکاسی متحبر حیات وحش و طبیعت که توانسته عکس های بسیار ناب و زیبایی از طبیعت و حیوانات آن منطقه جمع آوری کند. آن طور که می گوید وی چند روزی در اینجا ساکن است و چادری هم برای خود برپا کرده است. وقتی به تصاویری که وی انداخته است نظری می افکنم به هنر والای عکاسی وی پی می برم. او را بسیار آرام می بینم و این آرامش را باید مرهون این دانست که وی فرزند طبیعت است. اما از وی می خواهم که بیشتر در جهت شناساندن خود تلاش کند، و دوست دارم در آینده ارتباطاتم را با وی بیشتر کنم.

این منطقه پتانسیل بالایی می تواند برای جذب گردشگر داشته باشد اما آنچه که کمی آزار دهنده بود ورود موتور سیکلت ها و انجام مانورها و حرکاتی بود که چندان خوشایند نبود و بهتر بود به جای آن از اسب و شتر برای جابجایی مسافران استفاده می کردند که خود یکی از بهترین عومل جذب گردشگر می تواند باشد.
حتی در این ایام، امکان برپا کردن چادرهایی هم برای مسافران وجود دارد به شرط آنکه مراجع ذیربط امنیت آنجا را تامین کنند و تبلیغات مناسبی هم برای آنجا صورت پذیرد.
اگر شخصی همچون آقای براتیان نبود، بعید بود که من این منطقه زیبا و بکر را ببینم و سپاس فراوان دارم از ا یشان که زمینه دیدارم را از این منطقه واقعا منحصر به فرد فراهم کردند.

عدالت عابدینی